کتابخانهی مخفی مانگاکاها: مبدا و منشا ذهن خالقان مانگا
شمشیر و تاریکی: کتابخانهی گوتیک کنتارو میورا
وقتی از کنتارو میورا و شاهکار ابدیاش، برزرک (Berserk)، سخن میگوییم، با جهانی روبرو هستیم که از تاریکی، درد و تقلای بیامان انسانی ساخته شده است. این جهان به یکباره خلق نشده. خشتخشت آن بر پایهی ادبیات فانتزی تاریک و حماسههای کلاسیک بنا شده است. میورا خود یک کتابخانهی متحرک بود و تأثیراتش به وضوح در رگهای داستان گاتس و گریفیث جاری است.
حماسهی گوین (Guin Saga): الگوی شمشیرزن سرگردان
مهمترین و مستقیمترین منبع الهام میورا، سری رمانهای فانتزی ژاپنی «حماسهی گوین» نوشتهی کائورو کوریموتو است. این مجموعه که یکی از طولانیترین داستانهای سریالی جهان است، داستان یک جنگجوی مرموز با ماسک پلنگ را روایت میکند که حافظهاش را از دست داده اما در نبرد بیرقیب است. شباهتها خیرهکننده است:
▫️ قهرمان مطرود: هم گاتس و هم گوین، جنگجویانی تنها و قدرتمند هستند که در دنیایی بیرحم برای بقا و هویت خود میجنگند.
▫️ فضای قرون وسطایی: هر دو اثر در دنیایی فانتزی با الهام از اروپای قرون وسطی جریان دارند؛ پر از شوالیهها، قلعهها، مزدوران و هیولاهای مرگبار.
▫️ لحن تاریک و بزرگسالانه: «حماسهی گوین» از اولین نمونههای فانتزی ژاپنی بود که لحنی جدی، خشن و واقعگرایانه داشت؛ چیزی که به امضای «برزرک» تبدیل شد.
میورا در مصاحبههایش بارها به «حماسهی گوین» به عنوان «بزرگترین منبع الهام برای جهان فانتزیاش» اشاره کرده است. او ساختار یک حماسهی طولانی و شخصیتمحور را از کوریموتو آموخت.
از کمدی الهی تا جهنمگشا: تأثیرات ادبیات غرب
کتابخانهی میورا تنها به ژاپن محدود نمیشد. او عمیقاً تحت تأثیر ادبیات و هنر غرب بود، به خصوص آثاری که به مضامین جهنم، گناه و رستگاری میپرداختند.
▫️ دوزخ دانته: تصاویر هیولاها، شیاطین و طبقهبندیهای جهنمی در «برزرک»، به خصوص در طراحی «دست خدا» (God Hand) و ارتش دیوانهوارشان، وامدار تصویرسازیهای هولناک گوستاو دوره برای «کمدی الهی» دانته آلیگیری است. این تأثیر به حدی است که بسیاری از پنلهای مانگا، بازآفرینی مستقیم حکاکیهای دوره به نظر میرسند.
▫️جهنمگشا (Hellraiser): میورا شیفتهی زیباییشناسی گروتسک و سادومازوخیستی آثار کلایو بارکر بود. طراحی «سنوبایتها» در «جهنمگشا» و ارتباطشان با درد و لذت، مستقیماً بر طراحی «دست خدا» و بهلیتها (Behelit) تأثیر گذاشت. آن جعبهی مرموز که دروازهای به روی جهنم باز میکند، همان کارکردی را دارد که بهلیت برای قربانیانش ایفا میکند.
▫️ هنر هیرونیموس بوش و ام. سی. اشر: اگرچه این دو نقاش هستند، اما آثارشان روایتی بصری دارند که کمتر از ادبیات نیست. مناظر کابوسوار، موجودات هیبریدی و معماریهای غیرممکن در نقاشیهای بوش، جانمایهی طراحی بسیاری از آپاسلها (Apostles) و دنیاهای آسترال در «برزرک» است. همچنین، بازی با پرسپکتیو و فضاهای بیانتها در آثار اشر، در طراحی قلعهها و سیاهچالهای مانگا دیده میشود.
میورا در مصاحبهای گفته بود که میخواست اکشن Fist of the North Star را با درامای The Rose of Versailles ترکیب کند.
قفسهی کتابهای هایائو میازاکی
استودیوی جیبلی و در رأس آن، هایائو میازاکی،
این دنیاها از کجا میآیند؟ از قفسهای مملو از ادبیات کلاسیک کودکان اروپا. میازاکی، برخلاف بسیاری از همعصرانش، عمیقاً در ادبیات کودک غرب ریشه دارد و این عشق در تمام آثارش هویداست. در سال ۲۰۱۰، او لیستی از ۵۰ کتاب محبوبش برای کودکان را منتشر کرد که کلید ورود به جهانبینی اوست.
جادوی روزمرگی: از «قصر متحرک هاول» تا «آریتی»
دو اثر از میازاکی اقتباسهای مستقیم از ادبیات کودک بریتانیا هستند، اما نگاه او به این آثار، آنها را به چیزی کاملاً «جیبلیوار» تبدیل کرده است.
▫️ قصر متحرک هاول (Howl's Moving Castle) اثر دایانا واین جونز: میازاکی در حالی که هستهی اصلی داستان (دختری که نفرین شده و پیر میشود و جادوگری که قلعهاش راه میرود) را حفظ میکند، تمهای ضد جنگ و نگاه عمیق به طبیعت را به آن تزریق میکند. کتاب جونز بیشتر یک فانتزی طنازانه و شخصیتمحور است، اما فیلم میازاکی آن را به یک بیانیهی ضد جنگ با شکوه بصری تبدیل میکند.
▫️قرضکنندگان (The Borrowers) اثر مری نورتون: این کتاب که مبنای ساخت انیمیشن «آریتی» (Arrietty) شد، داستان خانوادهای از انسانهای کوچک را روایت میکند که زیر کف خانهی انسانها زندگی میکنند. میازاکی شیفتهی این ایده از «جادوی پنهان در دنیای روزمره» بود. توجه وسواسگونهی او به جزئیات – اینکه چگونه آریتی از یک سوزن به عنوان شمشیر و از حبهی قند برای غذا استفاده میکند – ریشه در توصیفات دقیق و دلنشین کتاب نورتون دارد.
پرواز، طبیعت و پسربچههای سرکش: اثر ادبیات کلاسیک
تأثیرات در دیگر آثار میازاکی غیرمستقیمتر اما عمیقتر هستند.
▫️ باد در درختان بید (The Wind in the Willows) اثر کنت گراهام: این کتاب، با ستایش از زندگی آرام در کنار رودخانه، رفاقت حیوانات و ماجراجوییهای کوچک، روح بسیاری از فیلمهای جیبلی، به خصوص «همسایهی من توتورو» (My Neighbor Totoro) را در خود دارد. آرامش روستایی، احترام به طبیعت و شخصیتهای دوستداشتنی، همگی از این کتاب کلاسیک الهام گرفتهاند.
▫️ تام سایر و هاکلبری فین اثر مارک تواین: پسربچههای ماجراجو و سرکشی که از قوانین بزرگسالان سرپیچی میکنند، یکی از موتیفهای اصلی آثار میازاکی است (مثل پازو در «قلعهای در آسمان»). این روحیه، یادآور شخصیتهای نمادین مارک تواین است که در طبیعت وحشی آمریکا به دنبال آزادی بودند.
▫️ شازده کوچولو (The Little Prince) اثر آنتوان دو سنت اگزوپری: فلسفهی ساده اما عمیق «شازده کوچولو»، نگاه معصومانهی یک کودک به دنیای پوچ بزرگسالان و اهمیت «دیدن با قلب»، در تمام آثار میازاکی جریان دارد. صحنههای پرواز در فیلمهای او، نه فقط یک کنش فیزیکی، که یک استعاره از رهایی و نگاه از بالا به مسائل زمینی است؛ درست مانند سفرهای شازده کوچولو بین سیارهها.
▫️جادوگر دریای زمین (A Wizard of Earthsea) اثر اورسولا کی. لو گویین: اگرچه پسرش، گورو میازاکی، این اثر را کارگردانی کرد، اما خود هایائو میازاکی سالها برای به دست آوردن حق اقتباس آن تلاش کرده بود. لو گویین با خلق جهانی که در آن «تعادل» حرف اول را میزند و جادوگران باید مسئولیت قدرت خود را بپذیرند، تأثیر شگرفی بر جهانبینی میازاکی گذاشت. این ایده که تاریکی و روشنایی دو روی یک سکهاند، در آثاری مانند «شاهزاده مونونوکه» و «شهر اشباح» به اوج خود میرسد.
معامله با شیطان و اساطیر کیهانی
کتابخانههای کلاسیک تزوکا، ناگای و تاکئوچی
برخی از مانگاکاها برای خلق آثارشان به سراغ سنگبناهای تمدن ادبی و اساطیری بشر رفتهاند. آنها با وامگیری از کهنالگوها و داستانهای جاودانه، به آثار خود عمق و پیچیدگی بخشیدهاند که تا به امروز طنینانداز است.
اوسامو تزوکا و سایهی فاوست
اوسامو تزوکا، «پدر مانگا»، نه تنها یک هنرمند انقلابی بود، بلکه یک روشنفکر و ادیب نیز به شمار میرفت. یکی از بزرگترین منابع الهام او، نمایشنامهی تراژیک «فاوست» (Faust) اثر یوهان ولفگانگ فون گوته بود. داستان دانشمندی که در جستجوی دانش و لذت بینهایت، روح خود را به شیطان (مفیستوفل) میفروشد، تزوکا را مسحور کرده بود.
▫️اقتباسهای مستقیم: تزوکا چندین بار مستقیماً به سراغ این داستان رفت. مانگای «فاوست» (۱۹۵۰) او یکی از اولین تلاشها برای اقتباس یک اثر بزرگ ادبیات جهان به زبان مانگا بود. او بعدها در آثار پختهتری مانند «صد داستان» (Hyaku Monogatari) و شاهکار ناتمامش «نئو فاوست» (Neo Faust)، این مضمون را بازآفرینی کرد.
▫️ تم معاملهی شیطانی: فراتر از اقتباس، ایدهی «معامله برای به دست آوردن چیزی فراتر از تواناییهای انسانی» به یکی از مضامین کلیدی آثار تزوکا تبدیل شد. در «آسترو بوی» (Astro Boy)، دکتر تنما در تلاش برای بازگرداندن پسر مردهاش، یک روبات با احساسات انسانی خلق میکند؛ نوعی معاملهی فناورانه با قوانین طبیعت. در «دورورو» (Dororo)، پدر هیاکیمارو، بدن پسرش را در ازای قدرت به شیاطین میفروشد. اینها همه پژواکهایی از معاملهی فاوست با مفیستوفل هستند.
گو ناگای و دوزخ دانته
گو ناگای، خالق آثاری چون «مرد شیطانی» (Devilman) و «مازینگر زد» (Mazinger Z)، انقلابی در محتوای مانگا ایجاد کرد و آن را به سمت خشونت، اروتیسم و مضامین فلسفی تاریک سوق داد. یکی از منابع الهام کلیدی او برای خلق «مرد شیطانی»، نه خود متن «کمدی الهی» دانته، بلکه تصویرسازیهای گوستاو دوره برای این اثر بود.
جهنم پر از عذاب و هیولاهای بالدار و پیچیدهی دوره، مستقیماً به طراحی شیاطین در «Devilman» راه یافت. نبرد ابدی خیر و شر، زیر سوال بردن ماهیت خدا و شیطان، و نمایش بیپردهی سقوط بشریت، همه عناصری بودند که ناگای با الهام از دوزخ دانته، آنها را به یک مانگای پاد-فرهنگی و تأثیرگذار تبدیل کرد.
نائوکو تاکئوچی و پانتئون الهگان ماه
«سیلور مون» (Sailor Moon)، اثر نائوکو تاکئوچی، در نگاه اول یک مانگای شوجوی جادویی به نظر میرسد، اما در زیر لایههای آن، شبکهای درهمتنیده از اساطیر یونان و روم باستان نهفته است. تاکئوچی، که خود به نجوم و کانیشناسی علاقهمند بود، این علاقهها را با اسطورهشناسی کلاسیک پیوند زد.
▫️ افسانهی سلنه و اندیمیون: هستهی اصلی داستان عاشقانه میان پرنسس سرنیتی (اوساگی) و پرنس اندیمیون (مامورو)، بازآفرینی مستقیم افسانهی یونانی سلنه، الههی ماه، و اندیمیون، چوپان فانی است. سلنه آنچنان عاشق اندیمیون خفته میشود که از زئوس میخواهد او را برای همیشه در خوابی ابدی فرو ببرد تا بتواند هر شب او را تماشا کند. این عشق تراژیک و آسمانی، شالودهی رمانتیک «سیلور مون» را میسازد.
▫️نامهای اساطیری: تقریباً تمام شخصیتهای اصلی و فرعی نامهای خود را از خدایان، الههها و شخصیتهای اساطیری وام گرفتهاند:
▫️ لونا و آرتمیس، گربههای راهنما، نامهای رومی و یونانی الهههای ماه هستند.
▫️جنگجویان سیارات داخلی و خارجی، همگی نام سیارات منظومه شمسی را بر خود دارند که این سیارات نیز به نوبه خود به نام خدایان رومی (ژوپیتر، مارس، ونوس، مرکوری و...) نامگذاری شدهاند.
▫️دشمنان اصلی هر آرک داستانی نیز اغلب ریشههای اساطیری دارند، مانند ملکه متالیا یا فرعون ۹۰.
تاکئوچی با این کار، نه تنها به داستان خود عمق بخشید، بلکه نسلی از مخاطبان را به طور ناخودآگاه با پانتئون خدایان باستان آشنا کرد.
هاجیمه ایسایاما و اثرات تاریخ در «حمله به تایتان»
«حمله به تایتان» (Attack on Titan)، اثر هاجیمه ایسایاما، فراتر از یک داستان هیولایی، یک تمثیل پیچیده دربارهی جنگ، نژادپرستی، چرخهی خشونت و آزادی است. ایسایاما برای ساختن این جهان خفقانآور، به کتابهای تاریخ، به خصوص تاریخ اروپا، مراجعه کرده است.
▫️ تاریخ روم و مردمان ژرمن: خود ایسایاما اشاره کرده است که رابطهی میان مارلیها و الدیاییها را با الهام از تاریخ امپراتوری روم و قبایل ژرمن طراحی کرده است. یک امپراتوری قدرتمند (مارلی/روم) که گروهی دیگر را «بربر» و وحشی (الدیایی/ژرمن) میخواند، اما در عین حال از قدرت نظامی آنها هم میترسد و هم استفاده میکند.
▫️ گتوها و هولوکاست: تصویر الدیاییهایی که در منطقهی لیبریو در گتو زندگی میکنند، بازوبندهای مشخص میپوشند و به عنوان شهروندان درجه دو با آنها رفتار میشود، شباهت تکاندهندهای به وضعیت یهودیان در آلمان نازی دارد. اگرچه ایسایاما مستقیماً به هولوکاست اشاره نمیکند، اما این الهام تاریخی به داستان لایهای از تراژدی و فوریت سیاسی میبخشد.
▫️ دیوارهای برلین و فرهنگ انزوا: ایدهی دیوارهایی که بشریت را از دنیای بیرون جدا کرده، نه تنها یادآور دیوار برلین است، بلکه به سیاست تاریخی انزوای ژاپن (ساکوکو) نیز طعنه میزند. این دیوارها هم محافظ هستند و هم زندان؛ نمادی از بهای سنگین امنیت در برابر آزادی.
▫️ من افسانهام (I Am Legend) اثر ریچارد متیسون: ایسایاما در مصاحبهای گفته که از ایده «زندگی در جهانی بدون انسان» و تقابل یک فرد با موجوداتی که زمانی انسان بودهاند، تأثیر گرفته است. این درونمایهی تنهایی و تلاش برای بقا در دنیایی پسا-آخرالزمانی، یکی از ستونهای اصلی «حمله به تایتان» است.
هیرومو آراکاوا و انقلاب صنعتی در «کیمیاگر تمامفلزی»
«کیمیاگر تمامفلزی» (Fullmetal Alchemist)، شاهکار هیرومو آراکاوا، در نگاه اول یک داستان فانتزی-ماجراجویی به نظر میرسد، اما در بطن آن، نقدی عمیق بر پیامدهای انقلاب صنعتی، امپریالیسم و تلاقی علم و اخلاق نهفته است. آراکاوا جهان خود را با مطالعهی دقیق تاریخ انقلاب صنعتی اروپا ساخته است.
▫️فضای اروپای قرن نوزدهم: معماری شهرها، تکنولوژی «آتومیل» (Automail)، سیستم راهآهن گسترده و یونیفرمهای نظامی در کشور آمستریس، همگی به شدت از اروپای دوران انقلاب صنعتی و به خصوص آلمان و بریتانیا الهام گرفته شدهاند. این فضا به داستان حس واقعگرایی و سنگینی تاریخی میبخشد.
▫️جنگ ایشوال و نسلکشی: جنگ داخلی و نسلکشی مردم ایشوال، پژواکی از درگیریهای استعماری و نژادی تاریخ، از جمله رفتار با بومیان آمریکا و همانطور که پیشتر اشاره شد، هولوکاست است. آراکاوا با نمایش بیرحمانهی این جنگ از دید شخصیتهایی مانند روی ماستانگ و هاوکای، بهای انسانی پیشرفت نظامی و تعصب نژادی را به تصویر میکشد.
▫️ قانون تبادل برابر و علم: مفهوم مرکزی مانگا، یعنی «قانون تبادل برابر» (Law of Equivalent Exchange)، که میگوید «برای به دست آوردن هر چیزی، باید چیزی با ارزش برابر را از دست داد»، نه تنها یک قانون کیمیاگری، بلکه یک اصل بنیادی علمی و فلسفی است. این اصل، بازتابی از قوانین بقای جرم و انرژی در فیزیک و شیمی است و نشان میدهد که آراکاوا چگونه تفکر علمی را با یک جهان فانتزی درآمیخته است.
🔹شما دیگر چه نوع الهاماتی در مانگاها و انیمهها میشناسید؟
نظرات (1)
درود
صرف اکتفا به متن حالت تلگرامی به محتوای مقاله میده
لطفاً از تصاویر مربوطه و به جا هم توی مژالب استفاده کنید.
باتشکر
برای ارسال نظر، لطفاً وارد شوید یا از دکمه شناور استفاده کنید.